السيد محمد حسين الطهراني

95

معاد شناسى (فارسى)

بِه ، ميوهء أمير المؤمنين ، و سيب ميوهء سيّد الشّهداء ، و انار ميوهء حضرت زهراء سلام الله عليهم است حضرت رسول در اين حال حديث معراج را بيان كردند تا بدينجا رسيدند كه فرمودند : و سپس جبرئيل عليه السّلام دست مرا گرفت و داخل در بهشت نمود ، و من بسيار شادان بودم . من در بهشت برخورد كردم با درختى كه از نور بود و آن درخت داراى تاجهائى از نور بود ، و در پاى آن درخت دو فرشته بودند كه زينت آلات و حلّه‌ها را در هم مىپيچيدند . و من جلو رفتم و سيب‌هائى ديدم كه هيچ سيبى را به آن عظمت و بزرگى نديده بودم . و من يك دانه از آن سيب‌ها را برداشتم و شكافتم ، يك حوريّه از آن بيرون آمد كه گوئى مژگان چشمهايش چون پرهاى جلوى بالهاى باز شكارى بود . من گفتم : اى حوريّه ! تو متعلّق به كيستى ؟ ! حوريّه گريست و گفت : لِابْنِكَ الْمَقْتُولِ ظُلْمًا : الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ . « براى پسر مظلوم تو كه از روى ستم كشته مىشود : حسين بن علىّ بن أبى طالب عليهم السّلام . » و باز مقدارى به جلو رفتم ، و برخورد كردم با رُطَبى كه از كره نرم‌تر و از عسل شيرين‌تر بود . يك دانه از رطب را برداشتم و خوردم ، و من اشتهاى به خوردن آن داشتم . آن يك دانه رطب در صُلب من تبديل به نطفه شد ، و چون به زمين فرود آمدم با خديجه آميزش نمودم و او به فاطمه بار برداشت .